
امسال هزار و سیصد شصت و ششمین محرمی است که صدای "هل من ناصر ینصرنی" حسین (ع) از فراز تاریخ مظلومیت شیعه در نوای طبلها و زنجیرها چنان شور و نشوری به پا میکند که میپنداری کربلایی دیگر در راه است.
در و دیوارهای سیاه پوش، دستههای عزاداری حسینی ، چای و شربت و آب ، علم و کتل و چلچراغ ، روضه و تعزیه و گریه،بوسه دستهای ارادت بر سینههای سوخته و سوگوار و گیسوی پریشان زنجیرها بر شانه.
محرم با تمام این نشانه ها، تبدار و خونین میآید و چون در هوای دلتنگ کوچه پس کوچههای گم شده شهر میپیچد ، هر دل کربلا میشود و هر خانه تل زینبیه، هر چشم یک فرات اشک و هر سینه یک دجله درد و خون.
ظهر عاشورا زمین زیر پای عزادارانی که با زنجیر بر سر و سینه میزنند و پا بر زمین میکوبند چنان میلرزد که گویی کربلا زیر پای شمشیرزنان و سم ستوران عرش خدا را به لرزه در آورده است. به هر سو که نگاه کنی خیمه های کربلا را خواهی دید.
خیمه سیدالشهدا «ع» ، خیمه عباس «ع» ، خیمه زهیر، حبیب بن مظاهر …
و چون گوش دل بسپاری با صدای نوحه و ضرباهنگ دستهایی که محکم روی سینه ها فرود میآیند ، پرتاب میشوی به وسعت بیکران دشتی سوگوار که در ترنم نوای حزین « یالتینی کنت معک» عاشورا را ایستگاه آغازین سفری میکنند به مقصد کربلا با دلی که در میان زخم فاصلهها جا مانده است.
نگو که دیر شده است. نگو که سرها بر نیزهها رفته و خیمهها به تاراج که کربلا هر عاشورا چشم بهراه است تا در بستر دلتنگ ترین لحظهها، تنگههای غبار آلود ذهنت را به بغض به اشک نشسته بشوید و بروبد و ترا در آزمون « انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم » به تماشای جغرافیای زیبایی ها ببرد که « ما رایت الا جمیلاً» و اگر زیبایی نبود پس چه بود در لبیک علی اصغر به نوای حزین «هل من ناصر ینصرنی » حسین «ع» و اگر زیبایی نبود پس چه بود در شک نکردن به منطق و ایمان حسین(ع) برای ایستادن ۷۲ نفر مقابل ۴ هزار نفر سپاه تا دندان مسلح ؟
چه بود جز زیبایی در مناجات شبانه عاشقانی که تصویر سر بریده خویش را بر نیزه ها و پیکر پاره پاره خود بر دشت دیدند. اما بیعت برداشته را نشکستند و با بهانه و بیبهانه میدان را خالی نگذاشتند. در پرونده چه داشتند که در دو راهی انتخاب پایشان نلغزید و در ظلمت شب گم نشدند؟
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی1387ساعت
14:59 توسط روابط عمومی شهرداری| |


